تبلیغات
عمـــــــــارلـــــو:بخش عمـــــــــارلـــــو،شهرستان رودبار،استان گیلانAMARLU.IR - گزارش دوچرخه سواری فزوین (الموت غربی) به گیلان (دیلمان تا رودسر) Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...

 
 
 
منبع:

سلام به همه

چند روزی قسمت شد که با دوچرخه به دل البرز بزنیم و با عبور از گردنه های مرتفع این رشته کوه، خودمون رو به جنگل های زیبای شمال و سرانجام ساحل دریا برسونیم
اینم گزارش سفرمون، که بیش تر مشخصات مسیر رو با جزئیات ریز توضیح دادم چون قسمتهایی از مسیر پر از دوراهیه. پس اگر گزارش خسته کننده است ببخشید.
بخاطر کیفیت پایین عکسها هم معذرت میخواهم که با دوربین ضعیف موبایل گرفته شده

برای لود شدن عکسها هم مقداری صبر کنید. سایز و حجم عکسها رو کم کردم ولی چون تعدادش زیاده یه کم طول میکشه تا باز بشه

مسیری که این دفعه برای رفتن به شمال انتخاب کرده بودم یه مسیر تقریبا جدیده که کمتر دوچرخه سواری از سمت قزوین این مسیر را رکاب زده و بیش تر مسیر برای من و دوست همرکابم ناشناخته بود ولی قبل از سفر از روی نقشه های متعدد، گزارشهای پراکنده و گوگل ارث یه کروکی از مسیر تهیه کردم و خودم رو برای یه سفر ماجراجویانه آماده کردم

این سفر آفرود به شمال از سفر سال قبلم (الموت به اشکورات) کمی سختر بود و همچنین پر از دوراهی و آفرودهاش هم خیلی کم تردد تر بود.

این هم کروکی مسیر که قبل از سفر توسط گوگل ارث تهیه کردم






مسیر دوچرخه سواری : قزوین – صدا و سیما – اسماعیل آباد – الولک – کماسر – کاکوهستان – انبوه – کلیشم – علی وا - عین الشیخ - بابا ولی – دیلمان - اسپیلی - لاریخانی - لونک - توتکی – سیاهکل


روز اول

6 شهریور 91

طبق قرار با دوستم ساعت 5:30 صبح از قزوین به سمت ابتدای مسیر یعنی صدا و سیما حرکت کردیم و وارد جاده اسماعیل آباد در شمال شهر قزوین شدیم تا روستای اسماعیل آباد مسیر تقریبا کفی است و بعد از این روستا سربالایی های مسیر کم کم شروع میشه. روستای بعدی الولک است که در پای قله سلطان ویس قرار گرفته .

روستای الولک و قله سلطان ویس




پس از کمی استراحت و صرف صبحانه. مسیر خودمون رو به سمت شمال ادامه دادیم تا به اولین دوراهی مسیر رسیدیم که این دوراهی رو باید به سمت چپ رفت




از روستای الولک به بعد مسیر سربالایی ها تند تر شدند و کم کم نزدیک گردنه شدیم. از قزوین تا گردنه حدود 30 کیلومتر رکاب زدیم، بعد عبور از گردنه به منطقه کماسر رسیدیم که یک قهوه خانه و چشمه بسیار خنک داشت.



کوههای الموت غربی





قهوه خانه کماسر





از این جا به بعد وارد منطقه الموت غربی شدیم و مسیر تماما تا رودخانه شاهرود سرپایینی بود و همچنین کوههای روبرو جلومون ظاهر شدن که باید برای رسیدن به شمال از اون کوهها که گردنه های مرتفع تری هم دارند عبور کنیم.


سرازیر شدن به دره الموت غربی و رودخانه شاهرود



بعد از چند کیلومتر سرپایینی باز هم به دو راهی رسیدیم که طبق کروکی خودم باید دست راست به سمت دستجرد میرفتیم ولی محلی ها گفتن که از سمت چپ برید نزدیکتره ولی خاکیش بیشتره. ما هم طبق گفته محلی ها مسیر سمت چپ رو انتخاب کردیم که البته بعضی جاهاش خاکیش خیلی خراب بود ولی مسیر چند کیلومتری نزدیک تر شد.



کوههای جدید روبروی ما ظاهر شدن که برای رسیدن به شمال باید از اونا عبور کنیم








کم کم به سمت رودخانه شاهرود ارتقاعمون رو کم کردیم تا به پل رودخانه رسیدیم. در کنار پل آهنی که ما از اون عبور کردیم پل تاریخی انبوه وجود داره که مربوط به دوران صفویه است و تقریبا تخریب شده و چیزی ازش باقی نمونده. همین جا هم بگم مسیری که ما انتخاب کردیم مسیری بوده که چند صد سال محل عبور کاروانیان از گیلان به قزوین بوده . به همین خاطر هم در زمان صفوی روی این رودخانه پلی برای عبور کاروانیان زدند.



پل قدیمی انبوه و رودخانه شاهرود



در رودخانه شاهرود ارتفاعمون از سطح دریا حدود 700 متر بود که باید دوباره ارتفاع میگرفتیم و خودمون رو در یک جاده خاکی به روستای انبوه از استان گیلان در ارتفاع 1300 متری از سطح دریا برسونیم.




ابندای سربالایی ها بعد از پل انبوه





از اینجا به بعد مسیرمون خیلی سخت بود حدود 12 کیلومتر مسیر خاکی با شیب بسیار تند رو باید زیر آفتاب سوزان رکاب میزدیم تا به روستای انبوه برسیم. قبل از وارد شدن به مسیر میدونستیم که مسیر حدود 12 کیلومتره ولی دیگه از شیب های نفس گیرش خبر نداشتیم به همین خاطر آب به مقدار خیلی کمی برداشتیم و ذخیره آبمون رو پر نکردیم .که وسط های راه آبمون تمام شد و دست به دامن فلاسک و یخ داخلش شدیم که اون هم چند کیلومتری ما رو بیشتر سیراب نکرد. بعد از اون ما موندیم و تشنگی و باقی راه. مسیر هم بسیار کم تردد بود و هیچ ماشینی رد نمیشد فقط هر 30،20 دقیقه ای یه موتور رد میشد که اونها هم آب نداشتن. بالاخره یک ماشین از کنارمون عبور کرد و تونستیم ازش مقداری آب بگیریم که اون هم زود تمام شد و در چند کیلومتری روستا دیگه به چشمه با آب خنک رسیدیم و من نیم لیتر آب رو یه نفس خوردم از بس تشنه بودم. البته توی مسیر که میومدیم معلوم بود که چشمه و آبراهه زیاده بوده ولی هموشون تو این فصل خشک شده بودن ولی چشمه های نزدیک روستا هنوز آب داشتن.




قسمتی از سربالایی های مسیر به سمت انبوه
هر چه بالاتر میرفتیم شیب ها تند تر میشدند









انتهای سربالایی ها


کوههایی رو که در روبرو میبنید، ما صبح از روی گردنه اونها رد شدیم





بالاخره بعد چند ساعت رکاب زنی سخت به روستای انبوه رسیدیم و در ساعت 5 بعد از ظهر ناهار خوردیم !!






ابتدای روستای انبوه





بعد از ناهار هم فندق هایی که یکی از اهالی روستا تو مسیر بهمون داد رو شکستیم و خوردیم و بعدش هم در حیاط مسجد چادر زدیم. اهالی روستا هم خیلی باصفا و مهمان نواز بودن چند تاشون ما رو دعوت کردند که برای شب مانی به خونه شون بریم ولی از اونجایی که تو حیاط مسجد راحت تر بودیم و مسجد هم سرویس بهداشتی و آبخوری داشت. شب رو در چادر گذروندیم و بعد از خوردن شام هم یکی از اهالی یک پلاستیک پر از انگور برامون آورد که همراه شام خوردیم و بعدش هم به داخل کیسه خوابها رفتیم تا فردا هم صبح زود برای ادامه مسیر آماده بشیم.


شب مانی در حیاط مسجد در چادر





مسافت طی شده: 75 کیلومتر
مدت رکاب زنی : 6 ساعت و 30 دقیقه
مسیر: قزوین – صداوسیما (دانشگاه بین المللی امام) - اسماعیل آباد – الولک – کماسر – کاکوهستان – پل انبوه (کرپی) - انبوه

این هم نقشه و نمودار ارتفاع روز اول







روز دوم
7 شهریور 91


پس از یک شب استراحت در روستای انبوه صبح روز دوم ساعت 5:30 از خواب بلند شدیم و تا چادر ها و وسایل رو جمع و جور کنیم و چیزی بخوریم ساعت حدود 6:30 شد.


روستای انبوه






روستای انبوه و باغهای اطراف روستا





مسیرمون رو از میان روستا در یک جاده ادامه دادیم تا به روستای بعدی یعنی کلیشم برسیم. از اینجا به بعد پوشش گیاهی کم کم عوض شد و درختهای پراکنده در مسیر دیده میشدند و همچنین آب هم در مسیر موجود بود.
از انبوه تا کلیشم نیز مسیر سربالایی است ولی خیلی تیز نیست.

مسیر انبوه به کلیشم





از انبوه تا کلیشم باید 18 کیلومتر رو رکاب میزدیم و تو این مسیر چند تا دو راهی داشتیم که هیچ کدامشان تابلو نداشتن اما راه اصلی به سمت کلیشم رو میشد سر دو راهی ها تشخیص داد اما تو آخرین 2 راهی اشتباه خیلی بدی کردیم. بجای اینکه مسیر سمت راست رو بریم، به اشتباه مسیر سمت چپ رو رفتیم تو مسیر هم تو اون ساعت از صبح هیچ کس نبود که ازش سوال کنیم. تو فکر خودمون سرازیر شدیم به سمت روستای کلیشم !! حدود 7 کیلومتری مسیر سرپایینی رو آمدیم و فکر کردیم رسیدیم به کلیشم وقتی یه نفر تو مسیر دیدیم ازش پرسیدیم کلیشم همیجاست دیگه؟! که گفت: "نه، اینجا ناوه است. مسیر رو اشتباه اومدید همون مسیر دست راست رو اگه میرفتید به کلیشم میخوردید" من سریع نقشه رو بیرون کشیدم و دیدم که بله مسیر رو اشتباه اومدیم حالا یا باید همون سربالایی ها رو برمیگشتیم یا طبق گفته اهالی از یه مسیر دیگه به سمت کلیشم میرفتیم که ما هم طبق گفته اهالی از یه مسیر دیگه به سمت کلیشم حرکت کردیم و حدود 11 کیلومتر سربالایی تیز رو رکاب زدیم تا به کلیشم برسیم و یه گردنه به مسیرمون اضافه شد و 2 ساعت هم از برنامه عقب افتادیم



روستای ناوه که ما اشتباه به سمت اون رفتیم




بالاخره بعد از رکاب زدن سربالایی های اضافی به روستای بزرگ کلیشم رسیدیم. تو این روستا کمی استراحت کردیم.



نزدیک بازار روستا یکی از اهالی که میگفت خودش دوچرخه سواره ما رو خیلی تحویل گرفت و یه آبمیوه بزرگ و چند تا کیک برای ما خرید و هر چی اصرار کردیم پولش رو نگرفت . مردم این روستا هم خیلی با صفا و صمیمی بودن و هر جا میایستادیم یا سوال میکردیم برخورد خیلی خوبی داشتن. با توجه به راهنمایی محلی ها که از خرابی مسیر کلیشم به عین الشیخ خبر میدادن . یه مسیر جدید نشون ما دادن که تو اون کروکی که من تهیه کردم نبود، مسیر انحرافی از کنار دریاچه خلشکوه میگذشت و وضعیتش بهتر بود ما هم مسیر جدید رو انتخاب کردیم که البته طولانی تر بود.

دریاچه خلشکوه




و بعد عبور از دریاچه به یه دو راهی رسیدیم ولی اینبار با توجه به نقشه خوانی دقیق مون مسیر رو اشتباه نرفتیم و به سمت راست یعنی روستای علی وا رکاب زدیم. بعد از علی وا هم می تونستیم باز به سمت روستای عین الشیخ بریم. ولی باز هم اهالی گفتن که جاده خرابه. بنابراین ما از این مسیر به عین الشیخ نرفتیم و راه سمت چپ رو به سمت روستاهای تاریکده و گسیل ادامه دادیم. و از وسط روستای گسیل به سمت عین الشیخ سرازیر شدیم.
از عین الشیخ به بعد تمام مسیر آسفالت بود و خاکی مسیر تموم شد. در ضمن از کلیشم تا عین الشیخ هم تمام مسیر خاکی بود و هفتاد درصد مسیر هم سرپایینی بود.



روستای عین الشیخ




از عین الشیخ برای روستای باباولی سرازیر شدیم و بعد از کمی استراحت در قهوه خانه روستا خودمون رو برای رکاب زدن گردنه آخر مسیر و عبور از شهر دیلمان و اسپیلی آماده کردیم. از اینجا به بعد مسیر سربالایی نسبتا ملایمی داشت. بعد از 3 کیلومتر رکاب زنی به شهر دیلمان رسیدیم و ناهار رو در همون جا خوردیم و بعد از اونجا از اسپیلی عبور کردیم و 5 کیلومتر رو تا گردنه رکاب زدیم.


در راه گردنه






منطقه دیلمان و اسپیلی





وقتی به گردنه رسیدیم واقعا با منظره ی جالبی روبرو شدیم . دقیقا بعد از گردنه، ناگهان مسیر جنگلی و سر سبز شد . و چهره ی طبیعت 180 درجه تغییر کرد. این گردنه در واقع آخر سربالایی های مسیر بود و دوچرخه ها رو در جاده زیبای جنگلی چند کیلومتر سرازیر کردیم تا به ییلاق زیبای لاریخانی برسیم . با توجه به مه آلود بودن مسیر و نزدیک شدن به غروب آفتاب تصمیم گرفتیم شب رو در منطقه لاریخانی با ارتفاع 1800 متر از سطح دریا بمانیم.

شروع جنگل بعد از گردنه





ییلاق لاریخانی با آب و هوای فوق العاده دارای رستوران و سرویس بهداشتی و چشمه پر آب و بسیار خنکه!! و با توجه به پرس و جو از محلی ها امنیتش هم خوبه و مردم زیادی شب رو اونجا چادر میزنن و میخوابن.
ما هم در یک چمن زار زیبا در حالی که آفتاب داشت غروب میکرد و بر فراز ابر ها بودیم چادر هامون رو بر پا کردیم و بعد از خوردن شام و کمی گشت و گذار کیسه خوابها رو باز کردیم و به خواب رفتیم


جنگل زیبای دیلمان (لاریخانی) هنگام غروب آفتاب و بر فراز ابرها





مسافت طی شده: 76 کیلومتر
مدت رکاب زنی: 6 ساعت
مسیر: انبوه – (ناوه: این قسمت از مسیر رو اشتباه رفتیم) – کلیشم – دریاچه خلشکوه – علی وا – تاریکده – گسیل – عین الشیخ – بابا ولی – دیلمان – اسپیلی – لاریخانی

نقشه و نمودار ارتفاع روز دوم سفر


اون قسمت قرمز همون قسمتیه که ما باید میرفتیم ولی اشتباهی به سمت چپ پیچیدیم و مسیرمون دور شد







روز سوم
8 شهریورشهریور 91

امروز رو بخاطر اینکه مسیر سرپایینی و کفی برای رکاب زدن داشتیم، بیش تر خوابیدیم و ساعت 7 صبح از خواب بلند شدیم


منطقه لاریخانی







چشمه پر آب و بسیار خنک لاریخانی





بعد خوردن صبحانه ی مختصر و پر کردن قمقمه ها با آب بسیار خنک چشمه لاریخانی به سمت پایین در یک جاده فوق العاده زیبای جنگلی و پر از پیچ و خم سرازیر شدیم. مسیر بسیار زیبا بود و ما هر چند کیلومتر برای لذت بردن از زیبایی های مسیر توقف میکردیم





جنگل زیبای دیلمان













همین جاها هم بود که دیگه شارژ موبایل من تموم شد و از دوربین تبلت دوستم که اون هم از دوربین موبایل من ضعیف تر بود استفاده کردیم که عکسهاش بی کیفیت تره


در مسیر جنگل دیلمان از آبشار زیبای لونک عبور کردیم که واقعا زیبا بود و ماشین ها و مردم زیادی اونجا توقف کرده بودند.








بعد لذت بردن از آبشار لونک و گشت و گذار در اطراف آبشار مسیر خودمون رو به سمت سیاهکل ادامه دادیم از اینجا به بعد مسیر یه کم بِده، بستون داشت که با دور گرفتن در سرپایینی ها راحت سربالایی ها رو رد میکردیم و مشکلی نبود. و سرانجام به سیاهکل رسیدیم



از اینجا به بعد برنامه مشخصی نداشتیم که به کدام ساحل بریم بالاخره بعد از بررسی های مختلف به این نتیجه رسیدیم که به ساحل رودسر بریم. پس به سمت لاهیجان حرکت کردیم و بعد عبوراز لاهیجان و لنگرود در یک جاده تقریبا کفی پس از رکاب زدن 50 کیلومتر از سیاهکل به رودسر رسیدیم


بعد از تهیه بلیط در شهر به ساحل رامدشت در نزدیکی رودسر رفتیم و یک سوییت کامل اجاره کردیم و بعدش هم تنی به آب دریا زدیم . خرید شام رو انجام دادیم و با یه دوش آب گرم خستگی رو از تنمون بیرون کردیم. و بالاخره هم بعد از خوردن شام، بخواب رفتیم



فرداش هم بعد از رفتن به ساحل به سمت ترمینال رفتیم و با دادن کرایه 3 هزار تومن برای هر دوچرخه به سمت قزوین برگشتیم.






مسافت طی شده: 90 کیلومتر
مدت رکاب زنی: 4 ساعت
مسیر: لاریخانی – لونک – توتکی – سیاهکل – لاهیجان – لنگرود – شلمان – رودسر

نقشه و نمودار ارتفاع روز سوم مسیر




کل مسیر رکاب زنی در 3 روز حدود 240 کیلومتر شد و 16 ساعت و 30 دقیقه هم مدت رکاب زنی شد

در کل اگه بخواهم یه ارزیابی از کل مسیر داشته باشم این مسیر جزو مسیرهای خیلی سخت محسوب میشه و حتما کسانی که میخواهند این مسیر رو رکاب بزنند باید آمادگی خوبی داشته باشند و سخت ترین قسمتش هم 12 کیلومتر بین رودخانه شاهرود (پل انبوه) تا روستای انبوه است. مسیر دیلمان به سیاهکل با اینکه سرپایینیه ولی در این تکه از مسیر باید خیلی احتیاط کرد چون جاده خیلی شلوغه و پر از پیچه. همچنین در قسمت های آفرود مسیر ، سه راهی های بدون تابلو وجود داره


این هم کروکی کل مسیری که تو 3 روز رکاب زدیم که با کروکی اولی که قبل سفر کشیدم و تو بالا هم هست کمی متفاوته







ممنون که حوصله کردید و گزارش رو خوندید. ببخشید که طولانی و خسته کننده شد




طبقه بندی: خبر، 
دیدگاه ها : نظرات
نوشته شده در تاریخ 1391/06/24 توسط
نظرات: عاطفه با سلام و خداقوت خدمت شما دوستان عزیز
من گزارشتونو خیلی دیر دیدم، ولی باید بگم واقعا از خوندنش لذت بردم،فوق العاده بود،تو طول خوندن احساس میکردم باهاتون همسفر بودم.همیشه دوچرخه سواری و طبیعت گردی رو دوست داشتم ولی چون همرکاب نداشتم شرایطش پیش نیومد.
ارسال شده در 1391/12/20 12:24
یکی سلام حاجی دمت گرم اگه داری از کاکوهستان بازم عکس بزار اینجا
مرسی
ارسال شده در 1391/06/28 23:52
پیروی چشناسر سلام واقعا خسته نباشید خیلی عالی بود . به نظرم سفرنامه ی بی نظیری بود . اگه اجازه بدید میخوام بذارم توبلاگم.
ارسال شده در 1391/06/27 22:01

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک